میان مردم زندگی کن و کسی را نرنجان
نگاهی به نمایش پهلوان به کارگردانی اعظم بروجردی

میان مردم زندگی کن و کسی را نرنجان

نمایش "پهلوان "به طور عجیبی ما را بیاد صحنه ای از تاریخ صدر اسلام می اندازد انجا که اصحاب ناخلف پیامبر(ص) که به دستورخلیفه عباسی بعد ازرحلت پبغمبر(ص) به درب خانه حضرت فاطمه (س) ریختند و خانه رابه اتش کشیدند و پهلوی آن حضرت را شکستند.

نمایش  " پهلوان "  که اشاره ای غیرمستقیم به "خطبه فدکیه" حضرت فاطمه (س) دارد داستان زنی بنام خاتون را روایت میکند که با ظاهری مومن وموجه و چهره ای آسمانی و رفتاری روحانی به مبارزه با ظلم و ستم می پردازد و با تکیه بر آیات قرانی همچون سوره مبارکه کوثر که خود نشانه ی شآن و منزلت بالای زنان است به هدایت و راهبری و زنان و دختران شهر پرداخته و به درد دلهایشان  گوش میدهد و حتی برای آنها طبابت ، دارو و نسخه می پیچد وتا جایی پیش میرود که آنان را شفا میدهد و بیشترازاینکه ازظاهرشان مطلع باشد از درونشان با خبر است و با گرفتن نبضشان ونگریستن  به چشمانشان از راز درونشان مطلع میشود و تو گویی  خالق اثر سعی دارد خاتون را انسانی ابرمرد و دارای خصوصیاتی  والا و صفاتی الوهیتی و آسمانی جلوه دهد وسعی میکند در پشت شخصیت خاتون به شخصیت والاتری اشاره کند همانند خانم فاطمه الزهرا (س) که بخوبی از پس منظور خود بر آمده است.

کارگردان نمایش سعی دارد با نگاهی عمیق به واقعه تاریخی بوجود آمده در صدر اسلام علی الخصوص خطبه فدک و انطباق آن با اتفاقات و معضلات و مشکلات مشابه درجامعه کنونی و نگاهی فراسو به آینده بشریت و احساس خطر نسبت آینده به بدنبال راه حلی درست و مناسب است تا بتواند بشریت را از بحران ستیزه جویی و اخذ منافع مادی خود نجات دهد که پاسخ این سوال در کلیت موضوع و تم نمایش بخوبی مشهود است و آن گرایش انسانها به معنویت و دور شدن از مادیات و یافتن انسانی با داشتن بازوبندی که نشان یک انسان کامل برای ظهور یگانه منجی عالم بشریت , اعلام کند.

لازم بذکر است دراسناد تاریخ درباره خطبه فدک آمده که پس از وفات حضرت محمد (ص) اختلافی  بین  سه تن ازخلفای عباسی وحضرت فاطمه (س) بر سر اموالی مانند فدک  - ناحیه‌ای در نزدیک خیبردر نزدیکی مدینه واقع شده که از آب کافی برخوردار است و خرمای فراوانی در آن به عمل می‌آمد  -  بوجود آمد و خلیفه وقت از دادن این اموال به اهل بیت پیامبر سر باز زد ، حال در نمایش خانم اعظم بروجردی  جدال و کشمکش اصلی  بین سه تن از  "پهلوان نما " هایی است که داعیه قدرت و حکومت دارند با خاتون که اصلی ترین و مهمترین و تاثیر گذارترین شخصیت نمایش،  بر سر تنها مالی است که نه تنها ارزش مادی ندارد بلکه فقط جنبه معنوی و متعالی انسان کامل بودن را داراست و آن "بازوبندی"  که  نشانه ای از پهلوان بودن است و پهلوان نماها بدنبال گرفتن بازوبند به درب خانه خاتون رفته و شروع به فحاشی و جنگ و دعوا و آتش زدن درب خانه میکنند که خود اشاره ای ایست به واقعه ای تاریخی گوشه ای از زندگی پربرکت خانم حضرت فاطمه (س) ودر ادامه مقایسه ای بین اموال مورد مناقشه در زمان گذشته و حال و مجادله ای بر سر تنها دارایی ارزشمند خاتون یک بازوبند است  مورد بررسی قرار داده است ،  و حتی وقتی بهتر به نمایش می نگریم از ابتدای نمایش ، روند شکل گیری خط داستان بر اساس بازوبند قوام یافته است و تا پایان نمایش نیز ادامه دارد و به نوعی سکان پیش برنده داستان محسوب میشود که در انتهای نمایش بازوبند در نزد خاتون میماند که از نکات بسیار خوب و برجسته نمایشنامه محسوب میشود.

زمان وقوع رخدادهای نمایش " پهلوان " با توجه به نشانه های تاثیرگذار و دیالوگ ها پرمعنا و دوپهلو ، و حضور شخصیت های متعدد و منفی مانند افرادی که به دنبال منفعت و سودجویی  با آزمندی بسیار و با ظاهر سازی فریبنده ؛ و پیدایش جهل و نادانی ، ظلم  ، فساد ، قتل ؛ و کمبود فقهاء و هدایت کنندگان امر به منکر و نهی از معروف _ که در نمایش فوق این وظیفه به فرد نابینایی واگذار شده است که مردم را به راه راست هدایت میکند هیچکس هم به حرفش اعتنایی نمی کند-  اشاره مستقیم  نه به زمان و مکان حال یاگذشته میکند بل به زمان آینده  نسبت داده میشود ، زمانی نزدیک به ظهور آقا امام زمان (عج) که خاتون – قهرمان نمایش - درقسمتی از خطابه خود اشاره ای مستقیم آن دارد : ای مردم جهان پهلوان در راه است و خوب میدانم که گوساله های سامری از طلای ناب هستند اینها رو بفروشین و ثروتمند بشین و سنگ را طلا کردید ؛ که خود اشاره ایست به اتفاقات و رخدادهایی  بین مردم آن زمان که طلا و پول و ثروت در نزد مردم ارجهیت بسیار دارد.

داستان نمایش " پهلوان " از آنجا آغاز میشود که  سه پهلوان بنام های صولت وصفدر و نایب برای بدست آوردن بازوبند پهلوانی که دردستان تنها پهلوان غیور و جوانمرد شهر بنام احمد است را بقتل رسانده و پس از نیافتن بازوبند  به خانه پهلوان احمد یورش برده و به مردمانی  که جهت شفای مریضان و کمک و یاری و گرفتن حاجتشان درب خانه خاتون - همسر پهلوان احمد ، طبیب ، نجیب و حبیب  و قهرمان نمایش - تجمع کرده برخورد می کنند و ابتدا با مخالفت آنان برای ورود به خانه پهلوان احمد مواجه شده که بعد از کشتن یکی از مردمان  بزور وارد خانه و حریم خصوصی خاتون شده که با شجاعت و دلاوری دختران خاتون ، بهار و نسترن  و شهره و بعد از مقابله و نبردی تن به تن با شمشیر- پهلوان نما ها - را شکست داده به بیرون از خانه می اندازند  سپس خاتون  -قهرمان زن نمایش - برای هدایت آنها  صندوقچه ای از کرامت و جوانمردی که تمام اسرارو رازها را با خود دارد  حاوی طلا ، معجونی کیمیا که اکسیری ایست که  مس به طلا تبدیل میکند  و طومارهایی به خط گذشتگان  که حاوی نامه ها و نوشته هایی که دستورات زندگی و سعادت دنیا و آخرت است که هر انسانی به آن نیاز دارد به آنها هدیه میدهد و در پایان نمایش خاتون از کسی سخن به میان میاورد که سوار بر کشتی است و مژده  نجات جهانیان و رسیدن به سواحل امن خواهد داد ودر آخر خاتون  شخصیت واقعی خود را که در اصل نقره – ندیمه خاتون – است رو میکند و بنوعی منزلت و جایگاهش را  میان اطرافیان  فرو می ریزد .

در یکی از صحنه های نمایش "پهلوان " که پهلوان نماها به درب خانه خاتون یورش میبرند و قصد دارند تا آنان را از پای درآورند ،  بطور عجیبی ما را بیاد صحنه ای از تاریخ صدر اسلام میاندازد انجا که اصحاب ناخلف پیامبر(ص)  بعد ازرحلتش بدرب خانه حضرت فاطمه (س) ریختند و برای بیعت  گرفتن ازعلی (ع) قطب عالم امکان خانه رابه اتش کشیدند وفاطمه (س) یادگارپیامبر محورعالم رابه خاک وخون غلطاندند ؛ ولی این بار تاریخ جور دیگری رقم می خورد و خاتون جسور و شجاع  نمایش با کمک از فرشتگان نه تنها تیر کفر را برعترت و شأن و ساحت اهل بیت خنثی میکند بل از ظهور ناجی عالم بشریت و منتقم آل علی سخن میراند و تمامی دل سوختگان و زجر کشیدگان کفر را  بشارتی از آمدن کسی می دهد که همه عالم و آدم چشم انتظار اوهستند. 

 حضرت فاطمه (س) از شخصیت‌های بسیار محترم نزد همه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. منابع اهل سنت شخصیت فاطمه را همچون بانویی پرهیزکار و باایمان می‌نمایند و همچون دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه و شخصیتش همچون الگوی تقوا را می‌ستایند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی به شمار می‌رود که دارای مقامات ویژه معنوی مانند طهارت و عصمت است. همچنین وی از اهل بیت محمد و یکی از پنج تن آل عباست.

میتوان نمایش  " پهلوان "  را از منظر دیگر به جامعه امروز نیز نسبت داد چرا که درروزگاری که مردمانش در هیچ دکانی جامه پهلوانی و مردانگی نمی فروشند و خصلت های پهلوانی و مروت خریداری ندارد وجامعه هنری کشور و رسانه های جمعی  این مرز و بوم کمتر به یاد سنت های پهلوانی و آیین های پاک ورسوم از زیاد رفته کهن و اصیل ایرانی نکرده اند و تنها با راه اندازی جشنواره ی آئینی سنتی هر سال یکبار آنهم بصورت محدود بسنده کرده اند ، شیرزنی از طبارنمایشگران دراین عرصه یک تنه تنها جامه پهلوانی به تن می کند و رسم مردانکی و غیرت  را با زبانی موجز ، شیوا ، کلمات و آیاتی قرآنی با زبان قهرمانان نمایش که لباس مردانه پوشیده وبه تنهایی برای نجات جامعه بپا خواسته و برعکس سریالی  که به قلم ایشان چند سال پیش نوشته و پخش شده بود  " پهلوانان نمی میرند "  اکنون ما شاهد مرگ دسته جمعی پهلوانان نامرد وبه ظاهر نامدار  و ظهور پهلوانان زن دراین عرصه هستیم .

از نکات قابل تعمق در نمایش " پهلوان " میتوان گفت تمام  شخصیت های مرد نمایش به جر پهلوان احمد که از ابتدا کشته میشود مانند دیگرپهلوانان ، مردنماها ، مرد جوان عاشق پیشه  که در صحنه ای از نمایش خطاب به یکی از پهلوان نماها او را - آباجی -  خطاب میکند در کنارمرد کور ، مرد علیل و مرد جاسوس ، همگی دچار نقصان ویا ضعف فیزیکی هستند که در تصمیم گیریها مردد در اقدام وعمل هستند و گویی صفات مردانگی درآنان با توجه به این کاستیها  امکان بروز وتبلور نداشته است . بطور مثال  مرد نابینا - یکی از شخصیت های مثبت نمایش - با تمامی اظهارات درست و نیت های خیرخواهانه باز این امکان را نمی یابد که حرف هایش  قابل عرضه برای تماشاگران باشد و گویی تعمدی در افکار خالق اثر وجود داشته تا درکناراین اشخاص ناقص ، شخصیت های زن نمایش همچون پری رویان و فرشته هایی بدون نقص باشند که در زندگیشان  هیچگونه گناه  وخطایی در زندگی مرتکب نشده و نخواهند شد . از دیگر مشخصات که  نمایش به آن بطور واضح و در جهت تخریب شخصیت مردان استفاده میشود دیالوگ هایی است که نویسنده ازیکی از مردان نمایش میکند (مرد باید موی عزرائیل به  سینه اش باشد و کلاهش هم پشم داشته باشد) و یا در جای دیگری از نمایش، خاتون- قهرمان نمایش- خطاب به یکی از پهلوان نماها میگوید (  لباس پهلوانی را ففط به تن کردن و  بازوبند پهلوانی را به بازو زدن  که پهلوانی نیست ، مرد باید غیرت داشته باشه و استوار باشه مثل کوه )  و همچنین دیالوگ مرد نابینا خطاب به صولت  : شما توی گود خالی عربده میکشی را میتوان اشاره کرد.

نمایش استعاری " پهلوان " ، که اشاره ای غیر مستقیم خطبه فدکیه حضرت فاطمه (س) دارد که در خطبه فدک آمده است  پس از وفات حضرت محمد (ص)  اختلافی بین خلیفه وحضرت فاطمه (س) بر سر اموال حضرت محمد (ص) بوجود آمد.

شاید در نظر اول این اشتباه به ذهن مبادرت شود که  نویسنده اثر با توجه به اثر بخشی  شخصیت خاتون ، نام نمایش را بجای " پهلوان " خاتون " انتخاب میکرد ،  و بدلایل اینکه قهرمان نمایش کسی جز خاتون نیست  ، اوست که همه بار مفهومی و پیش برنده نمایش را به عهده دارد وهمه راه های نمایش به سوی خانه او ختم میشوند ، اوست که همچون راهبری راه را به روی چشمان نابینای دیگر شخصیت های نمایش باز میکند  و اوست که با پهلوان نماها می جنگد و آنها را شکست میدهد تا وعده دیدار با پهلوان بزرگ و اکبر را به همه بدهد و  وعده دیداربا پهلوان واقعی ، ابر پهلوان را و به بگفته خودش او یک لشکری از آدمیان و پریان در اختیار دارد پس انتخاب نام نمایش هم درست و در جهت مفهوم کلی اثر بوده است .

از نکات برجسته نمایش " پهلوان " می توان از دیالوگ های خوب ، روان ، یکدست ، الوان ، موجز  نویسنده  - سرکار خانم بروجردی -  که یاد آور متنهای با ارزشی همچون اکبررادی در نمایش " پایین گذر سقا خانه " می شود و جای بسیار تشکر و قدردانی دارد چراکه در این وانفسای کمبود متون ارزشمند به این مهم دست یافته و جدای از این مسئله تنها ایردای که میتوان به نمایش گرفت شعار زدگی است که در انتهای نمایش به چشم میخورد.

در دیاری که سالهاست رسم پهلوانی و مروت کمرنگ گشته وبجای جامه ی مردی و مردانگی  رخت تزویر و ریا بر تن بعضی ازآدم ها  نشسته است و ظلم و ستم در تمام سرزمین ها بیداد میکند ، شیرزنی از عالم مکان با  بیرقی سبز رنگ با  مروت و جوانمردی قصد دارد هدایت انسانها وراهبریشان را در دست گیرد وآنها را از ورطه سقوط به ساحل نجات هدایت کند و بشارت ظهوریگانه نجات دهنده بشریت را به مردمان سرزمینش بدهد. 

بازیگری در نمایش "پهلوان" دارای مراتب چند گانه و لایه های متفاوت است که با هدایت درست کارگردان در جهت پیشبرد روایت و قصه نمایش برای تماشاگر عام وخاص قابل قبول است در کنار بازیگران باسابقه و حرفه ای بازیگران جوان و آتیه دارنیز در این کار نمود دارند و به طور خاص در کنار بازی خوب پهلوانان و خاتون به بازی قابل تامل  وخوب کاراکترصولت باید اشاره نمود که در جا جای نمایش در راستای کلیت  اثر و  پیشبرنده قصه و همراه کننده سایر پهلوانان و همچنین سایر نقشها که به نوبه خود در این تلاش گروهی قابل تحسین هستند و بخصوص گریم متفاوت مرد کور که کاملا با بازی بازیگر نمایش هم خوانی داشته وبه این شخصیت نشسته است وبرای  تماشاگر قابل قبول است و نکته حائز اهمیت انتخاب درست بازیگران به لحاظ چهره و جثه و فیزیک توسط کارگردان گروه است مانند انتخاب خانم آرزوافشار در نقش خاتون و آقای انوش معظمی در نقش پهلوان نایب که بدرستی از پس نقش هایشان برامده اند را میتوان نام برد.

ساخت دکور با رنگی سراسر سفید و ساده که در گوشه آن دربی دیده میشود سوار بر کلیت کار است اما دکور با توجه به فضا و عمق صحنه می توانست بهتر از این باشد البته با توجه به کمبودهای بودجه ای در اکثر کارهای نمایشی تا این حد هم قابل قبول است . و طراحی گریم در این نمایش مخصوصا" گریم بازیگر مرد نابینا و پهلوانان کاملا حرفه ای طراحی و بر صورت بازیگران نقش بسته است .

از نکات بسیار خوب نمایش موسیقی یک دست و روان نمایش است که توسط آهنگساز جوان و خوش آتیه جناب آقای فرشته پور ساخته و پرداخته شده است که در جای جای نمایش همچون روح زنده و گرمی بر تن بازیگران مینشیند و باعث دلگرمی و شعف تماشاچیان میشود.

در انتها می توان گفت نمایش "پهلوان "  در ستایش آن ابر انسانی است که تمامی دنیا و ملل شرق و غرب در انتظار ظهورش نشسته اند چرا که تمامی نشانه ها ی ظهور حضرت  مانند پیدایش ظلم و جور در حد اعلا ، نزول عذاب آسمانی ،  گواهی دادن مردان و زنان  به  ناحق ،  ریختن خون یکدیگر ، خوردن ربا ، و سلطه اشرار همگی از نشانه هایی است که  در نمایش گنجانده شده است .

نوشته کامبیزجهانگیری

نظرات خوانندگان